ای در تو عیانها و نهانها همه هیچ
پندار یقینها و گمانها همه هیچ
شاعر در این ابیات به بررسی ماهیت وجود و حقیقت میپردازد. او اشاره میکند که تمام نمودها و پندارهای ما در مورد حقیقت و یقینها هیچ معنایی ندارند. از آنجا که واقعیات و نشانهها در ذات خداوند محدود و ناقص هستند، نمیتوان هیچ نشانی از او به دست آورد، زیرا در حضور او همه چیز بیمعنا میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای در تو عیانها و نهانها همه هیچ
پندار یقینها و گمانها همه هیچ
از ذات تو مطلقا نشان نتوان داد
کآنجا که تویی بود نشانها همه هیچ