گفتم چشمت گفت که بر مست مپیچ
گفتم دهنت گفت منه دل بر هیچ
در این ابیات، شاعر به گفتگو با معشوقهاش میپردازد و هر بار به جزئیات مختلفی از زیباییهای او اشاره میکند. او از چشم معشوق میگوید که دیگران را مجذوب میکند، از زبانش که دلش را تسخیر میکند و از زلفهایش که به هم پیچیدهاند. این گفتگو به نوعی نشاندهنده عشق و جذابیتهای اوست و در عین حال پیچیدگی و غمگینی عشق را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گفتم چشمت گفت که بر مست مپیچ
گفتم دهنت گفت منه دل بر هیچ
گفتم زلفت گفت پراکنده مگوی
باز آوردی حکایتی پیچا پیچ