سِرّ سخن دوست نمییارم گفت
دُرّیست گرانبها نمییارم سفت
در این شعر، سخنگوی شاعر از دوستی صحبت میکند که نمیتواند به راحتی با او سخن بگوید. او احساس میکند که کلماتش گرانبها هستند و نمیخواهد آنها را بیدلیل بیان کند. همچنین، او نگران است که اگر در خواب این حرفها را بگوید، ممکن است به کسی آسیب بزند، بنابراین شبها به خاطر این ترس نمیتواند راحت بخوابد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
سِرّ سخن دوست نمییارم گفت
دُرّیست گرانبها نمییارم سفت
ترسم که به خواب دَرْبگویم به کسی
شبهاست کزین بیم نمییارم خفت