روزم به غم جهان فرسوده گذشت
شب در هوس بوده و نابوده گذشت
در این شعر، شاعر از گذرانی غمانگیز و پر از فکرهای بیهوده صحبت میکند. روزها به سختی و غم سپری میشود و شبها نیز در آرزوهای ناتمام میگذرد. شاعر به این نکته اشاره میکند که عمر ارزشمند انسان باید به بهترینی صرف شود، اما او تمام عمرش را به بیفکری و سرگردانی سپری کرده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
روزم به غم جهان فرسوده گذشت
شب در هوس بوده و نابوده گذشت
عمری که ازو دمی جهانی ارزد
القصه به فکرهای بیهوده گذشت