اندر همه دشت خاوران سنگی نیست
کهش با من و روزگار من جنگی نیست
در این شعر، شاعر بیان میکند که در دشت خاوران سنگی وجود ندارد و جنگی با روزگار خود ندارد. او با اشاره به محبت و نوازش معشوق خود، میگوید که تحمل درد و رنجهای ناشی از عشق او، ننگینی ندارد و ارزشمند است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
اندر همه دشت خاوران سنگی نیست
کهش با من و روزگار من جنگی نیست
با لطف و نوازش وصال تو مرا
دردادن صد هزار جان ننگی نیست