جانا به زمین خاوران خاری نیست
کهش با من و روزگار من کاری نیست
این شعر به احساس عاشقانه و وابستگی گوینده به معشوق اشاره دارد. گوینده تأکید میکند که در زندگیاش هیچ چیزی به اندازه عشق و زیبایی معشوق اهمیت ندارد و این عشق برای او ارزش بینظیری دارد، حتی اگر جانش را نیز هزینه کند. به طور کلی، شعر بیانگر علاقه عمیق و بینظیر او به معشوق است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جانا به زمین خاوران خاری نیست
کهش با من و روزگار من کاری نیست
با لطف و نوازش جمال تو مرا
دردادن صد هزار جان عاری نیست