از درد نشان مده که در جان تو نیست
بگذر ز ولایتی که آن زآن تو نیست
این شعر به بیان این نکته میپردازد که نباید از درد یا رنج خود نمایان سازی کرد، چرا که آنها نشانهای از وجود واقعی درونی نیستند. همچنین، به بیخردی اشاره میکند که بعضی افراد با احساسات خود یا چیزهای بیارزش به بزرگنمایی خود میپردازند، در حالی که حقیقت درونی آنها چیزی ارزندهتر است که در وجودشان نیست. به عبارتی دیگر، شاعر به سرزنش کسانی میپردازد که به ظواهر و چیزهای بیمقدار توجه میکنند و از واقعیتهای عمیقتر غافلاند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
از درد نشان مده که در جان تو نیست
بگذر ز ولایتی که آن زآن تو نیست
از بیخردی بود که با جوهریان
لاف از گهری زنی که در کان تو نیست