در هجرانم قرار میباید و نیست
آسایش جان زار میباید و نیست
شاعر در این بیت به احساس تنهایی و فقدان یار اشاره میکند و میگوید که در غیبت یار، هیچ چیزی برایش آرامشبخش نیست. او آرزو دارد که به وصال یار برسد، اما این آرزو دست نیافتنی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در هجرانم قرار میباید و نیست
آسایش جان زار میباید و نیست
سرمایهٔ روزگار میباید و نیست
یعنی که وصال یار میباید و نیست