دردا که درین سوز و گدازم کس نیست
همراه درین راه درازم کس نیست
در این شعر، شاعر از تنهایی و عدم همراهی در مسیر زندگی شکایت میکند. او احساس میکند که در دلش اسرار و رازهای زیادی وجود دارد، اما هیچکس نیست که آنها را درک کند و محرم راز او باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دردا که درین سوز و گدازم کس نیست
همراه درین راه درازم کس نیست
در قعر دلم جواهر راز بسیست
اما چه کنم محرم رازم کس نیست