دیروز که چشم تو به من درنگریست
خلقی به هزار دیده بر من بگریست
شاعر در این شعر بیان میکند که وقتی چشم عشقش به او نگاه کرد، به قدری احساسات عمیق و دردناک را تجربه کرد که گویی هزاران نفر برای او اشک ریختند. او هر روز بارها در عشقش جان میدهد و دوباره متولد میشود. این احساسات ترکیبی از عشق و رنج را به تصویر میکشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دیروز که چشم تو به من درنگریست
خلقی به هزار دیده بر من بگریست
هر روز هزار بار در عشق تو ام
میباید مرد و باز میباید زیست