جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست
در عشق تو بی جسم همی باید زیست
این شعر به احساس عمیق عشق و درد ناشی از آن اشاره دارد. شاعر بیان میکند که تمام وجودش در اشک و اندوه غرق شده و در عشق معشوقش، حتی بدون جسم هم باید زندگی کند. او از پوچی و بیاثری خود میگوید و اینکه به شدت درگیر عشق شده و دیگر جایی برای عاشق بودن ندارد؛ چون خود را معشوق احساس میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
جسمم همه اشک گشت و چشمم بگریست
در عشق تو بی جسم همی باید زیست
از من اثری نماند این عشق ز چیست
چون من همه معشوق شدم عاشق کیست