دی طفلک خاک بیز غربال به دست
میزد به دو دست و روی خود را میخست
در این شعر، یک طفلک که خاک به دست دارد، برای پاک کردن خودش با غربال تلاش میکند. او با صدای بلند از درد و ناراحتی میگوید که چرا نتواستهاند به هدفشان برسند و غربال نیز شکسته است. این شعر احساس ناامیدی و تلاش برای بهبود شرایط را منتقل میکند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دی طفلک خاک بیز غربال به دست
میزد به دو دست و روی خود را میخست
میگفت به هایهای کافسوس و دریغ
دانگی بنیافتیم و غربال شکست