تیری ز کمانخانهٔ ابروی تو جَست
دل پرتوِ وصل را خیالی بَربست
در این ابیات، شاعر به زیبایی و جذابیت ابروی محبوبش اشاره میکند که همچون تیر از کمان میجست و دلش را به خیال وصال پر میکند. او از محبت و ناز محبوبش میگوید که با ناز و کرشمهاش، دیگران را از خود دور میکند و تاکید میکند که هیچکس نمیتواند به نزدیکیش برسد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
تیری ز کمانخانهٔ ابروی تو جَست
دل پرتوِ وصل را خیالی بَربست
خوشخوش ز دلم گذشت و میگفت به ناز
«ما پهلوی چون تویی نخواهیم نشست»