ای دل چو فراقش رگِ جان بگشودت
منمای به کس خرقهٔ خونآلودت
این شعر به احساس عمیق درد و جدایی اشاره دارد. گوینده از دل و جان خود میگوید که در فراق محبوبش به شدت رنج میبرد و هرگز آن درد را به کسی نشان نمیدهد. او به مویه و ناله میپردازد، اما نمیخواهد کسی صدایش را بشنود و در عین حال از آنچه در درونش میگذرد، هیچ نشانهای بهجا نمیگذارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای دل چو فراقش رگِ جان بگشودت
منمای به کس خرقهٔ خونآلودت
مینال چنان که نشنوند آوازت
میسوز چنان که بر نیآید دودت