مجنونِ تو کوه را ز صحرا نشناخت
دیوانهٔ عشقِ تو سر از پا نشناخت
شاعر در این ابیات به عشق مجنون اشاره میکند که او به خاطر عشقش به معشوق، تفاوتها را نمیشناسد و در مسیر عشق خود دیوانهوار پیش میرود. او حتی هویت خود را در عشق گم کرده و هر کسی که به معشوق نزدیک میشود، به نوعی از خود بیخود میشود و خود را نمیشناسد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مجنونِ تو کوه را ز صحرا نشناخت
دیوانهٔ عشقِ تو سر از پا نشناخت
هر کس به تو ره یافت ز خود گم گردید
آن کس که تو را شناخت خود را نشناخت