کارم همه ناله و خروشست امشب
نی صبر پدیدست و نه هوشست امشب
شاعر در این ابیات از حال و هوای خود در شب سخن میگوید. او میگوید که شب برایش پر از ناله و اندوه است و هیچ آرامشی ندارد. در حالی که دیشب احساس شادی و خوشحالی کرده بود، حالا حس میکند که آن خوشحالی به نوعی جریمه یا کفارهای دارد که او را دچار رنج و خروش کرده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کارم همه ناله و خروشست امشب
نی صبر پدیدست و نه هوشست امشب
دوشم خوش بود ساعتی پنداری
کفارهٔ خوشدلی دوشست امشب