چو داغ لاله مرا در حدیقه هستی
به پاره دل و لخت جگر مدار گذشت
شاعر به شدت از درد و رنجی که در زندگی احساس میکند سخن میگوید و حسرت و نارساییهای درونیاش را با ابراز خساست در محبت و احساساتش در زندگی بیان میکند. او میخواهد که دیگران نسبت به زخمهای عمیق او بیتفاوت نباشند و به این بیاحساسی دقت کنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چو داغ لاله مرا در حدیقه هستی
به پاره دل و لخت جگر مدار گذشت