حرص کرد از دعوی فقر و فنا شرمنده ام
بخیه از دندان سگ دارد لباس ژنده ام
شاعر در این بیت از احساس شرمندگی و عذاب وجدان خود به خاطر فقر و ضعفش صحبت میکند. او همچنین به لباس کهنهاش اشاره میکند و به تشبیه آن به بخیههای دندان سگ میپردازد، که نشاندهنده زشتی و ناامیدی وضعیتش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
حرص کرد از دعوی فقر و فنا شرمنده ام
بخیه از دندان سگ دارد لباس ژنده ام