یار گندمگون جوی نگذاشت در من عقل و هوش
خرمنم را سوخت این گندمنمای جوفروش!
این شعر در مورد شخصی است که به خاطر جذابیت و زیبایی فردی دیگر، عقل و تفکر خود را از دست داده است. او به گندم گون توصیف میکند که مانند جوی فروش دروغین، چیزی با ارزشش را نابود کرده است. به عبارتی، این فرد با ظاهری فریبنده باعث سوختن و تباه شدن زندگیاش شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یار گندمگون جوی نگذاشت در من عقل و هوش
خرمنم را سوخت این گندمنمای جوفروش!