یکی هزار شود داغ در دل افگار
زمین سوخته، جان می دهد به تخم شرار
در این بیت شاعر به حالتی اشاره دارد که دل انسان از درد و غم پر شده و زمین به خاطر این داغها و مشکلات، به مانند خاکی سوخته و آماده برای تولید آتش و شورش است. به بیان دیگر، این درد و رنج به نوعی زاینده حس و انرژی جدیدی میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
یکی هزار شود داغ در دل افگار
زمین سوخته، جان می دهد به تخم شرار