گل گلاب از هرزه خندی شد درین نیلی حصار
خنده بیجاست برق گریه بی اختیار
در این ابیات، شاعر از احساس غم و ناامیدی خود سخن میگوید. گل گلاب، که نماد زیبایی و لطافت است، به خاطر خندههای بیمورد و سطحی در محیطی تاریک و غمانگیز، به حالت اندوه و شادیهای نابهجا دچار شده است. خندهای که در اینجا به کار برده میشود، بیمعناست و در واقع به گریه و اندوه تبدیل میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
گل گلاب از هرزه خندی شد درین نیلی حصار
خنده بیجاست برق گریه بی اختیار