دایم دلم از دخل نفهمیده غمین است
دخلی که مرا هست درین شهر، همین است
شاعر در این بیت احساس نارضایتی و ناخرسندی خود را از وضع مالیاش بیان میکند. او به این نتیجه میرسد که درآمدش در این شهر کافی نیست و این موضوع باعث غم و نگرانی او شده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دایم دلم از دخل نفهمیده غمین است
دخلی که مرا هست درین شهر، همین است