کشید آن سنگدل از دست من زلف پریشان را
که سازد کعبه در ایام موسم جمع دامان را
در این بیت، شاعر از جدایی و دلتنگی خود سخن میگوید. او زلف پریشان و دلبستهاش را که به دست سنگدل دیگری افتاده، توصیف میکند و به این موضوع اشاره میکند که این جدایی چگونه میتواند در ایام مناسبتها یا تجمعات، احساساتش را غمگین کند و کعبهای در دلش بسازد. در واقع، شاعر به رنج و اندوه حاصل از دوری از معشوق اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کشید آن سنگدل از دست من زلف پریشان را
که سازد کعبه در ایام موسم جمع دامان را