بهار می گذرد، سیر گلستانی کن
به آشیان چه فرو رفته ای، فغانی کن
در این شعر، شاعر از فصل بهار صحبت میکند و از معشوقهاش میخواهد که از افکار و آرزوهای بیامید فاصله بگیرد. او به او توصیه میکند که به زیباییهای زندگی توجه کند و به شکوفایی و پرورش روزهای خوب فکر کند، مانند یک باغبان که از باغش مراقبت میکند. در مجموع، شعله امید و زیبایی، محور این اشعار است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بهار می گذرد، سیر گلستانی کن
به آشیان چه فرو رفته ای، فغانی کن
مباد خیره شود آرزوی خام طمع
به وقت خواب گل بوسه را نشانی کن!
ترا به خلق، تماشاییان شناخته اند
برای گلشن خود فکر باغبانی کن