غافل ز سیر عالم انوار مانده ای
در عقده بزرگی دستار مانده ای
در این شعر، شاعر به فردی اشاره میکند که از حقیقتهای زندگی غافل است و درگیر دنیای ظاهری و تجملات شده است. او به نوعی در بند بزرگمنشی و کبر خود گرفتار است و همچنان به دنبال راهی برای بازگشت به اصالت خویش میگردد، اما در این راه دچار سردرگمی و مشکلاتی شده است. شاعر با استفاده از تمثیلاتی مانند شعله و شبنم، به این موضوع میپردازد که چگونه دنیای مادی و زرق و برق آن فرد را در خود اسیر کرده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
غافل ز سیر عالم انوار مانده ای
در عقده بزرگی دستار مانده ای
گم کرده ای چو شعله ره بازگشت خویش
در زیر دست و پای خس و خار مانده ای
شبنم به آفتاب رسانید خویش را
در دام رنگ و بو چه گرفتار مانده ای؟