ازان رخسار حیرت آفرین تا پرده واکردی
مرا چون دیده قربانیان بی مدعا کردی
شاعر به زیبایی و شگفتانگیزی چهره معشوق اشاره میکند و میگوید که با نگاه معشوق، او را مانند قربانیان بیصدا و بیادعا دچار حیرت کرده است. او همچنین به این نکته اشاره میکند که لبهای نازک معشوق به خون آغشته شده و در این وضعیت نمیتواند با او صحبت کند و از احساساتش بگوید.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ازان رخسار حیرت آفرین تا پرده واکردی
مرا چون دیده قربانیان بی مدعا کردی
به خون آغشته نتوان دید آن لبهای نازک را
وگرنه با تو می گفتم چها گفتی، چها کردی