دستی که ریزشی نکند زیر خشت به
از کعبه ای که فیض نبخشد کنشت به
این شعر به انتقاد از وضعیتی میپردازد که در آن، دستهایی که میتوانند کمک کنند و کارساز باشند، بیعمل و ناتوان هستند. همچنین به کعبهای اشاره میکند که به جای الهامبخشیدن، روح انسان را خالی میکند. روزنامهها نیز به مثابه آشفته خاطرهایی هستند که تنها غم و ماتمی از سرنوشت انسان را منعکس میکنند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دستی که ریزشی نکند زیر خشت به
از کعبه ای که فیض نبخشد کنشت به
هر سطر، روزنامه آشفته خاطری است
گیسوی ماتمی ز خط سرنوشت به