کجا طی راه حق با جان غافل می توان کردن؟
به پای خفته کی قطع منازل می توان کردن؟
شاعر در این شعر به مسأله حق و باطل، شهادت و فرمانبرداری از رهبران اشاره میکند. او میگوید که چگونه ممکن است بدون آگاهی به راه حق رفت و از موانع عبور کرد. همچنین، اگر کسی واقعاً تشنه شهادت باشد، شاهدان و قاتلان چه خونهایی را میتوانند به جریان بیندازند. شاعر تأکید میکند که جدایی حق از باطل و فهم آنها نیازمند نور دل است. در نهایت، به قدرت و اختیارات شاهان اشاره میکند و بیان میکند که رعیت نمیتواند شاه را محکوم کند؛ زیرا اگر کسی از فرمان سرپیچی کند، نمیتوان با دل آن را تغییر داد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
کجا طی راه حق با جان غافل می توان کردن؟
به پای خفته کی قطع منازل می توان کردن؟
اگر ذوق شهادت تشنه جانان را امان بخشد
چه خونها در دل بی رحم قاتل می توان کردن
سراب و آب را نتوان جدا کردن به چشم از هم
به نور دل تمیز حق و باطل می توان کردن
رعیت نیست ممکن شاه را محکوم خود سازد
اگر سرپیچد از فرمان چه با دل می توان کردن؟