منقلب گشته است از دور فلک احوال من
ضعف پیری در جوانی کرده استقبال من
شاعر در این ابیات از تغییرات زندگی و تأثیر زمان بر حال خود صحبت میکند. او احساس میکند که در میانسالی به ضعف پیری دچار شده است، در حالی که هنوز جوان است. همچنین به نوعی احساس میکند که شرایطش مانند قارون، ثروتمند و پر از کمال است، اما با این حال، حسادت دیگران همچنان او را مورد هدف قرار میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
منقلب گشته است از دور فلک احوال من
ضعف پیری در جوانی کرده استقبال من
جنس من قارون شد از گرد کسادی و هنوز
چشم حاسد برنمی دارد سر از دنبال من