دل ز مهر بوالهوس آزاد کن
شعله را از قید خس آزاد کن
در این ابیات، شاعر از خواننده میخواهد که دلش را از عشق بیفایده و بیپایه رها کند و احساساتش را از قید و بندها آزاد سازد. همچنین بیان میکند که آنها قادر به تحمل درد غربت نیستند و به نوعی نیاز به آزادی و رهایی از محدودیتها دارند. در نهایت، به آزادی پرندهای تشبیه میشود که باید از قفس رها شود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
دل ز مهر بوالهوس آزاد کن
شعله را از قید خس آزاد کن
ما حریف درد غربت نیستیم
مرغ ما را با قفس آزاد کن!