صبر مرا حواله به سیماب می کنی
دلداری سفینه به گرداب می کنی
در این شعر، شاعر از احساسات عاطفی و روابط عاشقانه صحبت میکند. او به صبر خود در برابر سختیها اشاره میکند و از طرف مقابل میخواهد که به او دلگرمی دهد. شاعر خود را مانند گل لالهای با داغهای کهنه توصیف میکند و نگران است که عشق او نادیده گرفته شود. همچنین به زیبایی بوسهها و تاثیر آنها در بیدار کردن احساسات اشاره میکند و به دنبال آرامشی است که میتواند از عشق به دست آورد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صبر مرا حواله به سیماب می کنی
دلداری سفینه به گرداب می کنی
ما همچو داغ لاله سیه روزگار و تو
سیر سمن فشانی مهتاب می کنی
بیدار می کنند به آواز بوسه ات
در دامن فرشته اگر خواب می کنی