بی سبب بر سرم ای عربده ساز آمده ای
از دل من چه به جا مانده که باز آمده ای؟
در این اشعار، شاعر از شخصی میخواهد که بدون دلیل و به اقتضای خشم و عربده به سراغ او آمده است. او میپرسد که چه چیزی از دلش باقی مانده که بتواند بازگشتی داشته باشد. شاعر همچنین به زیبایی و عمق نگاه آن شخص اشاره میکند و میگوید که با وجود صبرش، از شدت احساساتش نمیتواند آن را پنهان کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بی سبب بر سرم ای عربده ساز آمده ای
از دل من چه به جا مانده که باز آمده ای؟
ز ره صبر چه پوشم، که (ز) الماس نگاه
سینه پردازتر از چنگل باز آمده ای