عرق آلود ز می طرف جبین ساخته ای
دیده ها را صدف در ثمین ساخته ای
در این اشعار، شاعر از زیبایی و جذابیت شخصی صحبت میکند که عرق بر پیشانیاش دارد و چشمانش چون صدفی درخشان است. او به سادگی و دل پاکی این شخص اشاره میکند که مانند آینهای است که صد نقش مختلف را نشان میدهد، اما این شخص با وجود تمام زیباییها، از بین آن نقشها تنها به یک نام خاص تبدیل شده است. این مضامین نشاندهنده تحسین شاعر از زیباییها و عمق احساسات انسانی است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
عرق آلود ز می طرف جبین ساخته ای
دیده ها را صدف در ثمین ساخته ای
ساده لوحی بود آیینه صد نقش مراد
تو ز صد نقش به نامی چو نگین ساخته ای