در مجلس شراب رخ شرمگین مجو
از جویبار شعله گل کاغذین مجو
در این شعر، شاعر از شرم و حیا صحبت میکند و به زیباییهای ظاهری اشاره دارد. او به مجنون اشاره میکند که با عشق لیلی به خود غره شده و نمیتواند رنگ ادب را در لالهها مشاهده کند. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید میکند که در زمانهایی که صلح و آرامش وجود دارد، نباید به روزهای سیاه و ناراحتکننده فکر کرد و به دنبال نقشی از رضایت و خوشبختی باشد. به طور کلی، شعر به مسأله عشق، ادب و جستجوی خوشبختی اشاره دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
در مجلس شراب رخ شرمگین مجو
از جویبار شعله گل کاغذین مجو
مجنون به پای ناقه لیلی نهاد روی
رنگ ادب ز لاله صحرانشین مجو
از آفتاب، صلح به روز سیاه کن
نقشی که بر مراد بود زین نگین مجو