ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن
بهار بی می و ساغر نمی توان بودن
غزل بیانگر این است که عشق بدون زیبایی و جذابیت نمیتواند معنا داشته باشد. همچنین، بهار بدون شراب و لذت، خالی از احساس است. شاعر از تجربه درد و نسیمی از آزادی سخن میگوید و به این نتیجه میرسد که زندگی در بهشت بدون عشق و زیبایی حقیقی، امکانپذیر نیست.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ز عشق بی مژه تر نمی توان بودن
بهار بی می و ساغر نمی توان بودن
دلم ز کنج قفس تا گرفت دانستم
که در بهشت، مکرر نمی توان بودن