نگه از چشم کبود تو چه خوش می آید
یوسف از نیل به این آب نیاید بیرون
این شعر به زیبایی چشمان کبود و دلنشین شخصی اشاره دارد و بیان میکند که یوسف (نماد زیبایی) نمیتواند از آب نیل جدا شود. در فصلی که گلها از سنگ میرویند، زاهد (عابدان) به راحتی از محراب خود بیرون نمیآیند. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که هیچکس نمیتواند از دنیای بالا (افلاک) رهایی یابد و در عین حال به تصویر کشیدن سختیهای رهایی از گرداب زندگی نیز پرداخته شده است. به طور کلی، این شعر بر ارتباط عمیق انسان با زیبایی و همچنین محدودیتهای موجود در زندگی تأکید دارد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نگه از چشم کبود تو چه خوش می آید
یوسف از نیل به این آب نیاید بیرون
در چنین فصل بهاری که گل از سنگ دمید
زاهد از گوشه محراب نیاید بیرون
نیست از ورطهٔ افلاک خلاصی ممکن
به شنا موج ز گرداب نیاید بیرون
نیست از ورطهٔ افلاک خلاصی ممکن