نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من
خدا ناکرده در دل رنجشی داری مگر از من؟
شاعر در این بیت از بیتوجهی معشوق نسبت به خود شکایت میکند و نگران است که آیا از او دلخور است یا نه. او به معشوق میگوید که اگر ناراحتیای از او دارد، به او بگوید تا او بتواند برای رفع این ناراحتی تلاش کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
نمی آیی، نمی خوانی، نمی جویی خبر از من
خدا ناکرده در دل رنجشی داری مگر از من؟
بگو تا گریه را دامان کوشش بر کمر بندم
اگر بر دل غباری داری ای روشن گهر از من