متفرقات

شمارهٔ ۵۵۴

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

زبان شانه را از حرف زلفش کی توان بستن؟

پریشان گوی را نتوان ز غمازی زبان بستن

۲

کسی تا چند ریزد خار در چشم تماشایی؟

خدا فرصت دهد، خواهیم نخل باغبان بستن

۳

ز پرکاری نظر می پوشد از عشاق سودایی

دکان داری است در جوش خریداران دکان بستن

۴

غنیمت می شمارم صحبت گل، نیستم بلبل

که عمرم بگذرد ایام گل در آشیان بستن

بازگشت به سروده‌های صائب