خون ز چشم عاشقان بیگناه آمد برون
تا ز رویش آن خط عاشق نگاه آمد برون
در این شعر، شاعر به عشق و درد عاشقان اشاره میکند. خون از چشمان عاشقان بیگناه جاری میشود و این نشاندهندهی درد و رنج آنهاست. همچنین، نگاه عاشقانهای که بر روی معشوق افتاده، مانند یک دریای بیپایان رحمت است. در نهایت، شاعر به آزادی و رهایی از قید و بندها نیز اشاره میکند، به گونهای که این حالت مانند حبابی است که از زیر کلاه بیرون آمده است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
خون ز چشم عاشقان بیگناه آمد برون
تا ز رویش آن خط عاشق نگاه آمد برون
در کنار رحمت دریای بی پایان فتاد
چون حباب آن کس که از قید کلاه آمد برون