ما را به تو شد راهنما راهبر چشم
چون اشک نگردیم چرا گرد سر چشم؟
شاعر در این ابیات به احساساتی عمیق اشاره میکند. او میگوید که عشق یا معشوق، راهنمای اوست و به او هدایت میکند. او مانند اشکی که در اطراف چشم میچرخد، نمیتواند از عشقش جدا شود و احساس ناآرامی دارد. فریاد او ناشی از سردرگمی و پریشانی است و نالهاش مانند نای (ساز) از دلِ همین چشمها برمیخیزد. به طور کلی، شاعری در حال بیان درد و عواطف ناشی از عشق و وابستگیاش است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ما را به تو شد راهنما راهبر چشم
چون اشک نگردیم چرا گرد سر چشم؟
فریاد من از دست پریشان نظریهاست
چون نای بود ناله ام از رهگذر چشم