صد خنده واکشم ز تو تا ترک جان کنم
در خون صد بهار روم تا خزان کنم
در این ابیات شاعر از عمق عشق و احساسات خود سخن میگوید. او به بیان شادی و خندههایی اشاره میکند که میتواند از معشوق بگیرد و در عین حال، حاضراست برای این عشق در سختی و رنج بیافتد. شاعر از آمادگی خود برای جان دادن در راه عشق سخن میگوید و به نوعی از جاودانگی یادگار عشق خود صحبت میکند. در واقع، این ابیات نشاندهندهی فداکاری و شدت احساسات عاشقانه هستند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
صد خنده واکشم ز تو تا ترک جان کنم
در خون صد بهار روم تا خزان کنم
تیغش ز سخت جانی من کند اگر شود
لوح مزار خویش ز سنگ فسان کنم