برون ز شیشه افلاک همچو رنگ زدیم
به عالمی که در او رنگ نیست چنگ زدیم
این اشعار به توصیف تجربهای عمیق و روحانی میپردازد. شاعر به دنیایی خارج از محدودیتهای ظاهری و رنگها اشاره میکند و میگوید که در این دنیا ما توانستهایم به حقیقتی عمیقتر دست یابیم. لحظهای که دل ما شکسته میشود، به نوعی به آرامش و گوارایی میانجامد، به ویژه زمانی که با واقعیتهای تلخ روابط انسانی مواجه میشویم. به طور کلی، این شعر احساسات عمیق و پیچیدهای را در مورد زندگی، دوستی و طبعیت انسان بازتاب میدهد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
برون ز شیشه افلاک همچو رنگ زدیم
به عالمی که در او رنگ نیست چنگ زدیم
شکست بر دل ما آن زمان گوارا شد
که مومیایی احباب را به سنگ زدیم