بر سر خوان امل دست هوس میبندم
در شکرزار، پر و بال مگس میبندم
در این ابیات شاعر از احساسات و تمایلهای خود سخن میگوید. او بر سر سفره آرزوها، به جای لذت بردن، خود را محدود میکند و در حالی که در دنیای زیبا و شیرین زندگی میکند، احساس آزادی ندارد و خود را در قفس میبیند. در واقع، او اشاره دارد که حتی در خوشبختی و زیبایی نیز آسایش و راحتی نمییابد و همواره در جستجوی چیزی بیشتر است.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
بر سر خوان امل دست هوس میبندم
در شکرزار، پر و بال مگس میبندم
شوق در هیچ مقامی نکند آسایش
در گلستانم و احرام قفس میبندم