فضای چرخ تنگی می کند بر مغز پرشورم
قبای دار کوتاه است بر بالای منصورم
شاعر در این بیتها به احساس محدودیت و تنگی فضای فکری خود اشاره میکند. او مانند کسی است که لباسش برایش کوچک شده و نمیتواند به راحتی فکر کند. تا جایی باریکبین شده که زیباییها و نعمتها را به صورت تلخ و دردناک میبیند. او در نهایت به سادگی و قناعت دست یافته و در گوشهای از زندگی خود آرامش را پیدا کرده است، حتی اگر این آرامش در مقایسه با عظمتهای زمین مانند مور باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
فضای چرخ تنگی می کند بر مغز پرشورم
قبای دار کوتاه است بر بالای منصورم
چنان باریک بین گردیده ام از عاقبت بینی
که جوی شهد آید در نظر چون نیش زنبورم
ز صحرای شکرریز قناعت گوشه ای دارم
که آید در نظر ملک سلیمان دیده مورم