به بوسی قانع از لبهای شکربار چون گردم؟
ازین قند مکرر سیر من یکبار چون گردم؟
در این شعر، شاعر از لبهای شیرین معشوقش درخواست میکند که به او فرصتی بدهد تا از این شیرینی بهرهمند شود. او احساسات عمیق خود را با اشاره به بویی که از گلها دارد و غمهای سنگین بر دلش توصیف میکند و میخواهد که یک بار هم که شده تحت تأثیر این عشق قرار گیرد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
به بوسی قانع از لبهای شکربار چون گردم؟
ازین قند مکرر سیر من یکبار چون گردم؟
ز بوی گل گرانی می کشد نازک نهال من
به چندین کوه غم بر خاطر او بار چون گردم؟