چون نظر بر روی آن دشمن مروت میکنم
از بهار گریه گلریزان حسرت میکنم
شاعر در این ابیات از حسرت و اندوه خود نسبت به زمان و دشمنی که مروت نمیکند صحبت میکند. او به بهار و زیباییهای آن اشاره میکند و از گذر عمر به عنوان جام می یاد میکند که به سرعت میگذرد. در نهایت، او تصمیم میگیرد مدتی را در کنار خم باقی بماند و از زیباییها و لذتها بهرهبرداری کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
چون نظر بر روی آن دشمن مروت میکنم
از بهار گریه گلریزان حسرت میکنم
تا به کی چون جام می عمرم به گردش بگذرد؟
مدتی در پای خُم قصد اقامت میکنم