هر که پیش از مرگ مرد از یک جهان غم شد خلاص
هر که بیرون رفت از عالم، ز عالم شد خلاص
در این شعر، شاعر به بیان این نکته میپردازد که کسانی که پیش از مرگ از دنیای غم و اندوه رها میشوند، آزاد شدهاند. همچنین، خروج از این دنیا به معنای رهایی از مشکلات و سختیهاست. به گفته شاعر، فقر و تنگدستی سبب آوردهی اشک و گریه میشود و در نهایت، تصویر این حالت به نوعی رهایی از این دنیای سختیها و غمها تلقی میشود.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
هر که پیش از مرگ مرد از یک جهان غم شد خلاص
هر که بیرون رفت از عالم، ز عالم شد خلاص
تنگدستی راست لازم گریه بی اختیار
تاک تاآورد برگ از چشم پر نم شد خلاص