متفرقات

شمارهٔ ۴۸۰

سرودهٔ صائب
هوش مصنوعی

دربارهٔ این سروده

برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحه‌کلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.

۱

خرقه ای دوختم از داغ جنون بر تن خویش

نیست یک تن به تمامی چو من اندر فن خویش

۲

سر مینای می و همت او را نازم

که گرفته است گناه همه بر گردن خویش

۳

این چه بخت است که هر خار که گل کرد از خاک

در دل آبله من شکند سوزن خویش

بازگشت به سروده‌های صائب