مست ناز من چنین مغرور و بی پروا مباش
پادشاه عالمی، در حکم استغنا مباش
شاعر در این ابیات به محبوب خود میگوید که نباید مغرور و بیپروا باشد، چون او در واقع شاهی است که همیشه به یاد نیازمندیهای دیگران است. همچنین هشدار میدهد که زیبایی و حسن او وقتی که تنها شود، به خطر میافتد، بنابراین نباید در تنهایی و خودآرایی غرق شود. در نهایت، به او توصیه میکند که در تماشای خود در آینه نیز نباید تنها و بیاحتیاط باشد.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
مست ناز من چنین مغرور و بی پروا مباش
پادشاه عالمی، در حکم استغنا مباش
حسن چون تنها شود، از چشم خود دارد خطر
در تماشاخانه آیینه هم تنها مباش