ای دل بی تاب زاری واگذار
گریه با ابربهاری واگذار
در این ابیات، شاعر از دل بیتاب و غمگینی سخن میگوید و به دل خود میگوید که گریه و زاری را به ابرها بسپارد. او همچنین نگران دردسرهایی است که ممکن است از صندل (نماد خوشایستی) پیش بیاید و از ناصح و دلسوز میخواهد که این نگرانیها را رها کند.
برای دیدن معنی، روی واژه بزنید. با صفحهکلید از کلیدهای پیکان و ورود استفاده کنید.
ای دل بی تاب زاری واگذار
گریه با ابربهاری واگذار
کی ز صندل به شود دردسرم؟
ناصحا این چوبکاری واگذار!